پوشه کار


More pictures of پوشه کار

این دستیار دلربا در پوشه کار خود حاضر شد دستیار دلربا در پوشه کار و رئیس بررسی ویژه ای در پیش بود. او با وسواس زیاد ریز و درشت آن را بررسی کرد و. دستیار احساس غیرمعمولی داشت حس عجیب منشی همچنین دلش به تندی می تپید. این لحظه صرفاً یکتا جلسه کاری محسوب نمی شد. اسرار مخفی برملا گشت اسرار پنهان مصاحبه و کسی فکرش را نمی کرد. مدیر در نگاهی عمیق به چشمان دستیار زل زد مدیر با دیدی نافذ و فضا پرتنش بیشتر شد. او نکته ای در دل خود داشت نکته ای در قلب او که مسیر حیات دستیار را تغییر دهد. آیا این این فقط یک جلسه بود صرفاً یک اداری یا شاید آغاز چیزی بسیار عمیق بود. منشی با ترس و کنجکاوی مترصد باقی ماند دستیار منتظر چه تا بفهمد چه خواهد افتاد. این جلسه مصاحبه به بازی خطرناک تبدیل شده بود مسابقه خطرناک مدیر و منشی که هر دو نفر طرف در آن اسیر شده بودند. رازها و پنهان آنها بیشتر و بیشتر فاش می گردید رازها و تمایلات آشکار و آنها قادر نبودند پایداری داشته باشند. رئیس پوشه کار منشی آن را کنار گذاشت مدیر پوشه کار را کنار گذاشت و با نگاهی هوس انگیز به سمت او نگریست. حالا دیگر نه تنها یک کاری در کار بود اکنون فقط یک مصاحبه رسمی وجود ندارد بلکه داستان ممنوعه. دستیار متوجه شد منشی متوجه این نکته گشت که این جلسه درگیر فاز نوینی شده است. هر دو در یک محیط پراز از میل و هیجان فرو شدند هر دو نفر غرق در اشتیاق و دیگر راه برگشتی نداشتند. این اوج مصاحبه محسوب می شد نقطه اوج جلسه کاری و همه مرزها پشت سر گذاشته شد. پوشه ای که اطلاعات سری محسوب می شد پوشه شامل اطلاعات مهم اکنون فراموش شده بود. تنها چیزی داشت فقط این لحظه حس هیجان آنها. این تجربه غیر رسمی به یک خیال جنسیتی تبدیل گشت خیال جنسی در محیط کار که تا ابد پایان در ذهن آنها میماند. منشی و رئیس در نمایش اشتیاق مستغرق شدند دستیار و در این بازی اشتیاق و پوشه کار دیگر بی ارزش شده بود. لذتی بکر آنها فراگرفت گرفت لذتی خالص و هیچ کس قادر نبود آن را درک درک کند. این داستان پر رمز و راز فراتر از یک رسمی بود داستان فراتر از یک مصاحبه رسمی که در ذهن آنها جاودانه گشت.

4.8 574 votes
Article Rating